ابو القاسم راز شيرازى

413

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

مىخواهم به سفر بروم ، دعا كن كه خير و بركت در سفر مرا باشد ، آن بزرگ گفت : در اين سفر ، قتل و غارت از براى تو مقدّر است ، آن مرد مأيوس شده نزد بزرگى ديگر از اوليا رفت ، حكايت را عرض كرد ، فرمود كه برو كه ان‌شاءالله آنچه مقدّر است رفع خواهد شد از تو ، آن مرد دلگرم شد و به سفر رفت . يك دفعه ، كيسهء زرى را در منزلى فراموش كرد ، در خواب ديد كه « قطّاع طريق » « 77 » او را كشتند . بعد از مراجعت از سفر ، بزرگ ثانى را ديد و حكايت كرد ، فرمودند : چندين دفعه به درگاه عزّت رفتم تا آنكه غارت مال به فراموشى مبدّل شد و قتل در بيدارى به خواب مبدّل شد ، بعد از آن رفت نزد آن بزرگ كه او را منع از سفر كرده بود و حكايت كرد ، فرمود : برو از آن بزرگ كه تو را اذن سفر داد بپرس كه من سالهاست در اين درگاه تردّد مىكنم تو را در اين درگاه نديده‌ام چگونه تصرّف در اين امور مىكنى ؟ آن شخص رفت و حكايت را گفت ، فرمود : بگو كه من از « باب السّر » « 78 » داخل مىشوم و تو از اين باب خبر ندارى . خلاصه آنكه مراتب اولياى اين امّت مختلف است و ليكن طريقهء كاملهء حضرت خاتم و اهل عصمت عليهم السّلام كه حبيبان حقّ تعالىاند عجز و افتقار است با وجود قدرت و تصرّف كه حقّ تعالى به ايشان عطا فرموده ؛ چنان‌كه حضرت رسول ( ص ) مىفرمايد : الفقر فخري و به افتخر كه : انّهم « 79 » عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ « 80 » . پس حقيقت دعا انقطاع از ما سوى اللّه است و

--> ( 77 ) - راهزنان ( 78 ) - در پنهانى : « در ديگر بگشايد كه كس آن راه نداند » . ( 79 ) - همانا كه ايشان ( 80 ) - . . . بندگان گرامى حقّ كه بامر حق پيشى نجويند و همى بفرمان او كار كنند : سورهء 21 آيهء 26 و 27